خانه استراتژی


(زمان خواندن: 3 - 5 دقیقه)
Most Hit

برنامه ریزی راهبردی در بازاریابی بین الملل

برنامه ریزی راهبردی بازاریابی بین الملل

 در ادامه تصمیمات اتخاذ شده جهت حضور در بازارهای بین الملل نیاز به داشتن یک برنامه ریزی بازاریابی جامع و کامل حتمی است. درحالیکه برنامه ریزی مستلزم ریسک طبیعی است(فرد ممکن است توسط رویدادهای پسین اشتباه کند) مطمئنا برنامه ریزی نکردن ریسک بیشتری دارد، یک برنامه فرد را اجبار به آینده نگری می کند.

بدون برنامه ای که اهدافی مشخص نشده و برای رسیدن به آنجا، آن فعالیت بیشتر هدف مدار بودن و مسیر خود را از دست می دهد.

پیچیدگیها را دست کم نگیرید، فرایند برنامه ریزی در بازاریابی بین الملل هرگز شبیه قسمت داخلی خود نیست.

بر اساس نظریه "هووارد" ،یک نمونه برنامه بازاریابی موارد زیر را دربر دارد:

1-    مشخصات موقعیت: کجا هستیم؟(تجزیه و تحلیل موقعیت)

2-    شناسایی مشکلات و فرصتها در موقعیت.

3-    تعریف(تعیین) اهداف برنامه: به کجا می خواهیم برویم.

4-    پیش بینی فروش و تخمین توزیع هزینه و سود.

5-    طراحی برنامه بازاریابی(برنامه ریزی استراتژیک).

6-    تخمین منابع تخصیصی ضروری(بودجه بندی).

 اگرچه برخی ها ممکن است تعیین اهداف را بعنوان اولین مرحله و شاید در مرکز فرایند برنامه ریزی، که در «مدیریت برمبنای هدف» آمده است معرفی کنند، سایرین بر این باورند که موضوعات استراتژی مهم تر هستند. فارغ از اینکه کدامیک بیشترین اهمیت را دارند، نکته مهمی که باید به یاد آورد این است که برنامه ریزی یک فرایند تعاملی است که مستلزم مراقبت مستمر، تعریف مجدد، انطباق، ارزیابی اهداف و استراتژی،بکارگیری و کنترل به منظور کسب حداکثر سود از هرگونه فرصتهای بازار می باشد.

در کنار شباهتهایی که به بازاریابی داخلی وجود دارد، برنامه ریزی در محیط بین المللی هم مشکل و هم ضروری است. برای بازاریابی موثر نیاز به همکاری و هماهنگی سازمانی بین تمام مقامات شرکت وجود دارد. خواه ممکن است یک ابتذال بی ارزش در خانه تلقی شود، هماهنگی یک امر حتمی در بازاریابی بین الملل که تنها از طریق برنامه خوب-بیرون رفتن(well-through-out) میسر می شود. بدین دلیل است که بازارهای بین المللی بیشتر ناهمگون هستند، و بیشتر دارای ناشناس ها می باشد. تنها در حالت خطرِ ویرانیِ عرصه بازاریابان بین المللی بدون برنامه خوب تنطیم شده وارد یک کشور خارجی می شوند. درحالیکه یک برنامه هیچ چیزی را تضمین نمی کند، و فقط موفقیت احتمالی را افزایش می دهد و تله های کوچک و ناچیز را در آینده کمک می کند تا برطرف شود.

در بازاریابی بین الملل پنج تصمیم بازاریابی بین الملل وجود دارد که باید گرفته شود و برنامه ریزی شود:

1.    تصمیم به تعهد: با دارا بودن شرکت از موقعیت بازار داخلی و اساس منابع،آیا فرصتهای بازار خارجی به اندازه کافی جذاب هستند که یک کوشش بازاریابی بین الملل را بسیج کند؟

2.       تصمیم انتخاب کشور:کدامیک از کشورهای انتخابی برای انتخاب بازار هدف بین المللی بالقوه جذاب هست(هستند)؟

3.       نوع ورود و عملیات: کدام روش بهترین راه ورود به بازارهای خارجی انتخاب شده و هدایت عملیت شرکت درآنهاست؟

4.       تصمیم آمیخته بازاریابی: کدامیک از ابزارهای مختلف بازاریابی بیشترین تاثیر را در محیط بازار خارجی و با کدام ترکیب را دارند  ؟

5.    تصمیم تشکیلات بازاریابی: بهترین را برای هماهنگی تصمیمات بازاریابی چند ملیتی برای حفظ کنترل متمرکز با حداکثر انعطاف پذیری چیست؟

در بازاریابی بین الملل برای ورود به بازارهای جهانی تصمیمات بازاریابی بین المللی وجود دارد که باید گرفته شود و برنامه ریزی شود:

 1.    تصمیم به تعهد: با دارا بودن شرکت از موقعیت بازار داخلی و اساس منابع،آیا فرصتهای بازار خارجی به اندازه کافی جذاب هستند که یک کوشش بازاریابی بین الملل را بسیج کند؟

2.       تصمیم انتخاب کشور:کدامیک از کشورهای انتخابی برای انتخاب بازار هدف بین المللی بالقوه جذاب هست(هستند)؟

3.       نوع ورود و عملیات: کدام روش بهترین راه ورود به بازارهای خارجی انتخاب شده و هدایت عملیات شرکت درآنهاست؟

4.       تصمیم آمیخته بازاریابی: کدامیک از ابزارهای مختلف بازاریابی بیشترین تاثیر در محیط بازار خارجی و با کدام ترکیب را دارند  ؟

5.    تصمیم تشکیلات بازاریابی: بهترین راه برای هماهنگی تصمیمات بازاریابی چند ملیتی برای حفظ کنترل متمرکز با حداکثر انعطاف پذیری چیست؟

علاوه برآن تجزیه و تحلیل موقعیت،تجزیه و تحلیل مشکلات(ضعفها)- فرصت ها،اهداف،برنامه بازاریابی،بودجه های بازاریابی و برآورد حجم فروش و هزینه/سود از مراحل عمومی برنامه ریزی که هر دودر ماتریس برنامه ریزی بازاریابی بین المللی آمیخته شده تا یک فرایند از برنامه ریزی را نشان دهد. این ماتریس بدین منظور که برنامه ریز به منابع خود بنگرد(«مادرچه زمینه ای خوب هستیم؟») و اهداف(«ما می خواهیم چه شویم؟») و تجزیه و تحلیل محیط برای فرصتها و محدودیتها(«شرکت ما کدام نیازهای مشتری فعلی یا بالقوه را بطور موثرتری می تواند ارضا کند؟»).

Back to top